...بهارم
روزهای شلوغی را گذراندم این هفته ، خاتون که به سلامتی برگشت سر خانه و زندگیش ، هر چند که دلش هوایی شده و دیگه خاتون قبلی نیست ... ابراز دلتنگی می کنه و نمی دانم آخر داستان چه می شود، هر روز باهاش تلفنی صحبت می کنم ، نازش رو می خرم ولی این یک هفته با هم بودنمان کار دستش داده، گفتم مادر اگر چه اذیت شدی این مدت ولی در عوضش چند روز کامل با هم بودیم. حسن دیگه ای هم که داشت این بود که روز و روزگار منو دید ، متوجه شد که چقدر سرم شلوغه و اگر گاهی نتونم باهاش تماس بگیرم دلیلش چیه ... خاتون که رفت ، مهمانانی داشتم ترکیبی از شمال شرق و جنوب شرق ... با اون لهجه مشهدی زیبایش برام حرف میزد و منم لبخندو می شدم و یادآور لحظات شیرین سفر ... دلم بی تاب می شد واسه دیدار مجدد... به خیلی زیاد میگه : چه همه به کنار ماکروفر گذاشتم میگه: جای ماکروفر گذاشتم به بلد نیستی میگه: تو یاد نداری و بهاری که لذت میبرد از حرف زدنش ... *** ثبت نام دانشگاهم انجام شد و از این هفته کلاس هایم شروع می شود. زندگی متفاوتی را شروع خواهم کرد، چهار روز اول هفته پرنسس دانشگاه داره، سه روز آخر هم من ، این یعنی که خیلی کم همدیکه رو می بینیم ، وقتی خونه برسیم دیگه کسی نایی برای حرف زدن نداره ... دوباره با یکی از دوستان صمیمی دوران دبیرستانم همکلاس می شویم ... بی صبرانه منتظرم برای تکرار لحظات خوب و بیاد ماندنی ... *** براتون گفته بودم که برادرزاده هایم دوقلوی پسر هستند. دو تا شخصیت متفاوت ، آرین سنگین رنگین و باقار که همیشه مثل شیرازی ها خسته اس و حال نداره ، آریا فوق العاده شیطان و بازیگوش و خیلی مهربان عمویش 5 هزار تومان داده به هر کدوم که برای خودشون خوراکی بخرن. آریا سوار دوچرخه می شه میره بیرون، با یه پلاستیک گوجه فرنگی برمی گرده خونه ... میگن این چیه ؟ نگو از در حیاط که میره بیرون، وانت سبزی فروش رو می بینه ، صداش میزنه که بیا ... و گوجه خرید می کنه میاره برای خاتون ... *** لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و بر میگردم
همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیز رفته سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستو های عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هر گز تو رو ندیدن
گفتی به من غصه نخور می رم و بر میگردم
همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیز رفته سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی
| Design By : Pars Skin |

